
زود آمدي
و دلم ناگهان پر از تو شد،
و اين درد شيريني بود
دردي چونان درد زادن!
نه به سرعت
بلکه کم کم،از دلم رفتي
وجهان
ذره ذره از تو خالي شد!
واين درد تلخي بود،
دردي چونان درد مردن.....![]()
![]()

از ستارگان اسمان پرسيدم :بخت برگشته ترين آدم کيست؟ گفت : آنکه در عشق و عاشقي گم شده است. گفتم : چرا گفت : زيرا او به دنبال عشق مي رود در صورتي که عشق دنبال کس ديگري است از او پرسيدم : خوشبخت ترين آدم کيست؟ گفت : آنکه به دنبال عشق نرود. گفتم : چرا؟! گفت : زيرا عشق به دنبال او مي رود .



وقتی كسی رادوست داری، گفتن آسان تراست، شنيدن آسان تراست، بازی كردن آسان تراست، كاركردن آسان تراست. ووقتی كه كسی تورا دوست دارد، خنديدن آسان تراست. واگر تنهای تنها باشی، به مرگ فكركردن ازهمه چيزآسان تراست![]()
![]()
![]()
خدايا آنکه در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت 
آن ثانیه ای که عشقت مهمان قلب کوچک من شد و خانه ی ساده ی قلب مرا با ابهت
پذیرفت عاشقانه
سردادم امروز روز پرواز تنهایی ست زمزمه کردم تا تو هستی زندگی خواهم کرد.
آری! عشق تو
ما فوق تمام عشق های زمین است و من دلداده ی فرش زیر قدمهای تو هستم.
اینو بدون تا ابد عاشقت می مونم
هدیه 
یه نصیحت: مواظب خودت باش
یه خواهش: اصلا عوض نشو
یه آرزو : فراموشم نکن
یه دروغ : اصلا دوستت ندارم
یه حقیقت : دلم برات تنگ شده ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()





کاشکی پرنده بودیم زیر سقف آسمون
تا برای هم می ساختیم از پرامون آشیون
من برای تو می ساختم سقفی از بال و پرم
تو می ذاشتی عاشقونه پرتو زیر سرم
تقدیم به تنها میلاد زندگیم![]()
![]()
هدیه
![]()
![]()
تو نمیدونی من چه کشیدم وقتی که گفتی تورو نمیخوام
باو ر ندارم که دیگه نیستی حالا تو رفتی من اینجا تنهام
یه شاخه گل و یه قصه تلخ وقتی که گفتی تورو نمیخوام
خیال می کردم میخوای بترسم شاید هنوزم باور نکردم
چشمای گریون دست های خسته دوری چشمات منو شکسته
رنگ اون چشمات چشمهای سیاهت زد زیره دلت دستامو بسته
شاید یه حسود چشمون زده بگو کی ما رو تنهایی دیده
ولی میدونم تو آسمونها قصه ما رو یکی شنیده
تو باور نکن هر کی بهت گفت پیشت میمونم پیشت میمونم
باور ندارم که دیگه نیستی تا ته دنیا از تو میخونم
![]()
![]()
هدیه
![]()
![]()
![]()


ميدوني دوست يعني چه؟
د : داشتن
و : اونيكه
س: ستايش كردنش
ت : تمومي نداره

هدیه دوستت دارم و می پرستمت از صمیمه قلب![]()

روزگاریست با قلبی خنجر خورده
و چشمانی پر ز اشک
برای یافتنت
پا به جاده های غربت و غمناک زمانه
نهاده ام
و به تنهایی ، جاده را می سپرم
و لحظه هایی بی شمار را
با آهنگی غمین
پشت سر می گذارم تا شاید
دوباره تو را بیابم
ای پرنده مهاجر